جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Goat cheese
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
goat cheeses
مثالها
She crumbled goat cheese over the salad for a rich and tangy addition.
او پنیر بز را روی سالاد خرد کرد تا اضافهای غنی و تند داشته باشد.
LanGeek



























