جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
glowering
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most glowering
شکل تفضیلی
more glowering
درجهپذیر
حوزه
emotion, expression, behavior
مثالها
He gave her a glowering look when she arrived late.
وقتی دیر رسید به او یک نگاه ترشرو انداخت.



























