جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Glassful
01
(اندازه) یک لیوان
an amount that a glass can contain
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
glassfuls
مثالها
He poured a glassful of orange juice for breakfast.
او یک لیوان آب پرتقال برای صبحانه ریخت.



























