جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Gendarme
01
ژاندارم, پاسبان
a police officer, especially in France or other French-speaking countries
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
gendarmes
مثالها
The gendarmes were called to the scene of the accident to assist with traffic control and provide medical aid.
ژاندارمرها به محل حادثه فراخوانده شدند تا در کنترل ترافیک و ارائه کمکهای پزشکی کمک کنند.
درخت واژگانی
gendarmery
gendarme



























