جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Gasbag
01
پرحرف, لافزن
a person who talks excessively and boastfully
disapproving
slang
مثالها
Nobody sits near the office gasbag because he never shuts up.
هیچکس نزدیک پرحرف دفتر نمینشیند چون او هرگز ساکت نمیشود.
02
کیسه گاز, کیسه حاوی گاز
the bag containing the gas in a balloon
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
gasbags
درخت واژگانی
gasbag
gas
bag



























