جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Gargoyle
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
gargoyles
مثالها
The medieval cathedral was adorned with grotesque gargoyles, which served both as decorative elements and functional rain spouts.
کلیسای جامع قرون وسطی با گارگویلهای عجیب و غریب تزئین شده بود، که هم به عنوان عناصر تزئینی و هم به عنوان ناودانهای باران عمل میکردند.
02
گارگویل, هیولا
someone whose facial features are unusually ugly
مثالها
The villain in the story was described as a gargoyle.
شرور داستان به عنوان یک گارگویل توصیف شد.
درخت واژگانی
gargoylism
gargoyle



























