جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fundraiser
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fundraisers
مثالها
The nonprofit organization organized a successful fundraiser to raise funds for humanitarian aid in disaster-affected areas.
سازمان غیرانتفاعی یک جمعآوری کمکهای مالی موفق را برای جمعآوری کمکهای مالی برای کمکهای بشردوستانه در مناطق آسیبدیده از بلایا سازماندهی کرد.
02
گردآورنده اعانه, گردآورنده کمکهای مالی
a person who organizes financial contributions for a cause, organization, or event
مثالها
The nonprofit hired a professional fundraiser to increase donations.
سازمان غیرانتفاعی یک جمعآورندهی کمکهای مالی حرفهای استخدام کرد تا کمکها را افزایش دهد.
درخت واژگانی
fundraiser
fundraise



























