جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fucker
01
حرامزاده, کثافت
an undesirable, contemptible, or unpleasant person
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fuckers
مثالها
That fucker stole my wallet right out of my bag.
آن حرومزاده کیف پولم را مستقیماً از کیفم دزدید.
02
این مزخرف, این چیز
the object of some effort or attention, often frustrating
عامیانه
رکیک
مثالها
This rusty fucker won't budge no matter how hard I turn.
این لعنتی زنگزده تکان نمیخورد، هرچقدر هم که محکم بچرخانم.
درخت واژگانی
fucker
fuck



























