جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fortuitously
01
به طور تصادفی, خوشبختانه
by chance or luck, often resulting in a positive outcome
اطلاعات دستوری
مثالها
Fortuitously, they found a shortcut that saved them from being late.
به طور تصادفی، آنها یک میانبر پیدا کردند که آنها را از دیر کردن نجات داد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
fortuitously
fortuitous



























