جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Forensics
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
مثالها
She majored in forensics science in college in hopes of becoming a crime scene investigator.
او در کالج در علوم پزشکی قانونی تخصص گرفت به امید اینکه یک محقق صحنه جرم شود.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
forensics
forens



























