جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Forearm
to forearm
01
آماده کردن, مسلح کردن
arm in advance of a confrontation
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
forearm
سومشخص مفرد
forearms
وجه وصفی حال
forearming
گذشته ساده
forearmed
اسم مفعول
forearmed
درخت واژگانی
forearm
fore
arm



























