جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fleabag
01
یک هتل فرسوده, یک مهمانخانه بد
a run-down hotel
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
fleabags
02
آدم کثیف, آدم بیارزش
a dirty, shabby, or worthless person
توهینآمیز
مثالها
The fleabag slept on park benches with all his belongings.
آواره با تمام وسایلش روی نیمکتهای پارک میخوابید.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
fleabag
flea
bag



























