جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to fizzle out
[phrase form: fizzle]
01
پایانی بد و ناامیدکننده داشتن, درنهایت خراب شدن
to end in a disappointing or weak way, particularly after a good start
مثالها
The initial excitement about the class reunion fizzled out as fewer people confirmed their attendance.
هیجان اولیه دربارهٔ تجدید دیدار کلاس کم رنگ شد زیرا افراد کمتری حضور خود را تأیید کردند.



























