جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fish stick
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fish sticks
مثالها
The cafeteria offered fish sticks as a lunch option, served with a side of seasoned fries.
کافهتريا چوبهای ماهی را به عنوان گزینهای برای ناهار ارائه داد، که با سیبزمینی سرخ شده چاشنیدار سرو میشد.



























