firstly
firs
ˈfɜ:s
فِاِس
tly
tli
تلی

تعریف و معنی "firstly"در زبان انگلیسی

firstly
01

اولاً, اول از همه

used to introduce the first fact, reason, step, etc. 
اطلاعات دستوری
قید زمان
مثال‌ها
Firstly, gather all the necessary materials before starting the experiment. 

اولاً، تمام مواد لازم را قبل از شروع آزمایش جمع آوری کنید.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

درخت واژگانی

firstly
first
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه