جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fire chief
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fire chiefs
مثالها
As the fire chief, he oversees firefighting operations and emergency preparedness.
به عنوان رئیس آتشنشانی، او بر عملیات اطفاء حریق و آمادگی برای شرایط اضطراری نظارت میکند.



























