جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
filmed
01
فیلمبرداری شده
captured as a series of moving pictures
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most filmed
شکل تفضیلی
more filmed
درجهپذیر
مثالها
The action scenes were filmed using state-of-the-art technology to ensure that every thrilling moment was captured with precision and clarity.
صحنههای اکشن با استفاده از فناوری پیشرفته فیلمبرداری شدند تا اطمینان حاصل شود که هر لحظه هیجانانگیز با دقت و وضوح ثبت شده است.
درخت واژگانی
unfilmed
filmed
film



























