جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Analgesic
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
analgesics
مثالها
After the dental procedure, the patient took an analgesic to manage postoperative tooth pain.
پس از عمل دندانپزشکی، بیمار یک مسکن مصرف کرد تا درد دندان پس از عمل را مدیریت کند.
analgesic
01
تسکیندهنده
able to reduce pain
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
شکل عالی
most analgesic
شکل تفضیلی
more analgesic
درجهناپذیر
حوزه
medicine, health, treatment
مثالها
The cream had an analgesic effect on sore muscles.
کرم اثر ضددرد بر روی عضلات دردناک داشت.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
analgesic
analges



























