جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fever pitch
01
تبوتاب شدید, اوج هیجان
a state characterized by great excitement or agitation
اصطلاح
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
Excitement reached fever pitch as the final whistle approached.
با نزدیک شدن به سوت پایان، هیجان به اوج رسید.



























