جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fever pitch
01
تبوتاب شدید, اوج هیجان
a state characterized by great excitement or agitation
idiom
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The political rally is at a fever pitch as passionate supporters express their views with fervor.
قبل از اینکه گروه حتی روی صحنه بیاید، جمعیت در اوج هیجان بود.



























