جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Festivity
01
جشن, شادی
any social gathering that is celebrated in a cheerful way
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
festivities
مثالها
The town's annual festivity includes a parade and fireworks display.
جشن سالانه شهر شامل رژه و نمایش آتش بازی میشود.
درخت واژگانی
festivity
fest



























