جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ferocity
01
وحشیگری, درندهخویی، سبعیت
a state of extreme aggression or force to the point of being nearly out of control
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
ferocities
مثالها
Hurricane winds blew with ferocity, tearing down trees and endangering structures.
بادهای طوفان با خشونت میوزیدند، درختان را میریختند و سازهها را به خطر میانداختند.



























