farthing
far
ˈfɑ:
faa
thing
θɪng
thing
farting

تعریف و معنی "farthing"در زبان انگلیسی

Farthing
01

فارثینگ, سکه قدیمی بریتانیایی به ارزش یک چهارم پنی قدیمی، که در سال 1961 از گردش خارج شد

a former British coin worth one-quarter of an old penny, withdrawn in 1961 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
farthings
مثال‌ها
The collector displayed a rare farthing from the early 20th century. 

کلکسیونر یک فارثینگ نادر از اوایل قرن بیستم را به نمایش گذاشت.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه