farrow
Pronunciation
/ˈfɛˌɹoʊ/

تعریف و معنی "farrow"در زبان انگلیسی

Farrow
01

زایمان خوک

the act of giving birth to piglets
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
to farrow
01

زاییدن (خوک)

to give birth to a litter of piglets
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
farrow
سوم‌شخص مفرد
farrows
وجه وصفی حال
farrowing
گذشته ساده
farrowed
اسم مفعول
farrowed
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه