جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
far-fetched
01
بعید, باورنکردنی
not probable and difficult to believe
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most far-fetched
شکل تفضیلی
more far-fetched
درجهپذیر
مثالها
The idea of time travel seemed far-fetched to most scientists.
ایده سفر در زمان برای بیشتر دانشمندان دور از ذهن به نظر میرسید.



























