جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fallacy
01
باور نادرست, استدلال غلط، سفسطه
a false idea or belief based on invalid arguments, often one that many people think is true
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fallacies
مثالها
The belief that all politicians are corrupt because a few have been involved in scandals is a fallacy, as it relies on a hasty generalization and ignores the many politicians who act with integrity.
این باور که همه سیاستمداران فاسد هستند زیرا تعداد کمی از آنها در رسواییها دخیل بودهاند، یک مغالطه است، زیرا به یک تعمیم عجولانه متکی است و بسیاری از سیاستمدارانی که با صداقت عمل میکنند را نادیده میگیرد.
درخت واژگانی
fallacious
fallacy



























