جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Face card
01
ورق صورت
the face cards: the King, Queen, and Jack
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
face cards
مثالها
Players often rely on face cards to secure their victory in games like bridge.
بازیکنان اغلب برای تضمین پیروزی خود در بازیهایی مانند بریج به کارتهای تصویری تکیه میکنند.
02
جذابیت چهره, زیبایی چهره
a person's facial attractiveness or appeal
Slang
مثالها
Even without makeup, her face card stands out.
حتی بدون آرایش، face card او برجسته میشود.



























