جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Eye candy
01
چشمنواز, زیبا ولی سطحی
someone or something that is visually attractive but may not have much substance or depth
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
eye candies
مثالها
The movie was filled with special effects and eye candy, but the plot was weak.
فیلم پر از جلوههای ویژه و تصاویر زیبا بود، اما طرح داستان ضعیف بود.



























