جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to exult
01
در پوست (خود) نگنجیدن, شورمند شدن، به شعف آمدن
to rejoice greatly or celebrate very cheerfully
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
exult
سومشخص مفرد
exults
وجه وصفی حال
exulting
گذشته ساده
exulted
اسم مفعول
exulted
مثالها
The crowd exulted as the fireworks lit up the night sky.
جمعیت شادمانی کرد در حالی که آتش بازی آسمان شب را روشن کرد.
درخت واژگانی
exultant
exulting
exult



























