جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
extrajudicial
01
بروندادگاهی, خارج از صلاحیت قضایی، بیرون از حوزه قضایی دادگاه
done outside the normal legal procedures or court system
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
The extrajudicial detention of the activist raised concerns about human rights violations.
بازداشت فراقضایی فعال نگرانیهایی درباره نقض حقوق بشر ایجاد کرد.
درخت واژگانی
extrajudicial
extra
judicial



























