جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Extensor
01
ماهیچه بازکننده
a muscle that helps a body part or limb be stretched out by contraction
تخصصی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
extensors
مثالها
A strain in the extensor tendons of his hand resulted in limited movement and discomfort.
فشار در تاندونهای بازکننده دستش منجر به حرکت محدود و ناراحتی شد.



























