جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
expeditiously
01
به سرعت, به طور موثر
in a quick and efficient manner
اطلاعات دستوری
مثالها
The team worked expeditiously to meet the project deadline.
تیم به سرعت کار کرد تا به مهلت پروژه برسد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
expeditiously
expeditious
exped



























