جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Errand
01
ماموریت, کار
a short trip taken to complete a specific task or duty, often involving delivering or obtaining something
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
errands
مثالها
She ran a quick errand to pick up groceries before dinner.
او یک کار سریع برای خرید مواد غذایی قبل از شام انجام داد.



























