جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ergometer
01
ارگومتر, دستگاه اندازهگیری کار و انرژی
a device that measures physical work and energy expended during exercise
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
ergometers
مثالها
The doctor had me pedal on the bike with an ergometer to check my heart during a test.
پزشک از من خواست که روی دوچرخه با یک ارگومتر پدال بزنم تا قلبم را در طول یک آزمایش بررسی کند.



























