جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Eraser
01
پاککن
a small tool used for removing the marks of a pencil from a piece of paper
Dialect
American
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
erasers
مثالها
He lost his eraser and had to ask his friend to borrow one.
او پاککن خود را گم کرد و مجبور شد از دوستش یکی قرض بگیرد.



























