to entwine
en
ɛn
اِن
twine
ˈtwaɪn
توآین
consignconfinecondigndecline

تعریف و معنی "entwine"در زبان انگلیسی

to entwine
01

به‌هم پیچاندن, به‌هم پیچیدن، مثل طناب تابیدن

to twist and twine together or around something, often in a way that it is difficult to separate 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
entwine
سوم‌شخص مفرد
entwines
وجه وصفی حال
entwining
گذشته ساده
entwined
اسم مفعول
entwined
02

درهم تنیدن, به هم بستن

tie or link together 

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

درخت واژگانی

entwine
twine
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه