جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
enraged
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most enraged
شکل تفضیلی
more enraged
درجهپذیر
مثالها
After discovering the broken promise, he was visibly enraged, his face red with anger.
پس از کشف وعده شکسته، او به وضوح خشمگین بود، صورتش از خشم سرخ شده بود.
درخت واژگانی
enraged
enrage
rage



























