enforcement
Pronunciation
/ɪnˈfɔrsmənt/

تعریف و معنی "enforcement"در زبان انگلیسی

Enforcement
01

اجرا, انجام، اعمال

the action of making people obey a law or regulation
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثال‌ها
Strict enforcement of regulations ensures workplace safety.
اجرای سختگیرانه مقررات، ایمنی در محل کار را تضمین می‌کند.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه