جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
energizing
01
هیجانانگیز
capable of making one feel more awake, refreshed, and full of energy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most energizing
شکل تفضیلی
more energizing
درجهپذیر
مثالها
A brisk walk in the fresh air can be an energizing way to start the day.
پیادهروی تند در هوای تازه میتواند راهی انرژیبخش برای شروع روز باشد.
Energizing
01
انرژیبخش, فعالکننده
the activity of causing to have energy and be active
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
درخت واژگانی
energizing
energize
energy



























