جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Emergence
01
پدیداری, نمایانشدگی
the act or process of becoming visible
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
As the curtains slowly lifted, the emergence of the elaborately set stage left the audience in awe.
همانطور که پردهها به آرامی بالا میرفتند، ظهور صحنهی با دقت چیده شده تماشاگران را مبهوت کرد.
02
تکوین, پیدایش
the process of gradually coming into existence
مثالها
The emergence of eco-friendly technologies is an encouraging sign in the fight against climate change.
ظهور فناوریهای دوستدار محیط زیست نشانهای امیدوارکننده در مبارزه با تغییرات آبوهوایی است.
03
ظهور, پیدایش
the act of coming (or going) out; becoming apparent
04
ظهور، بروز
the act of emerging
درخت واژگانی
emergency
emergence
emerge



























