جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to embrown
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
embrown
سومشخص مفرد
embrowns
وجه وصفی حال
embrowning
گذشته ساده
embrowned
اسم مفعول
embrowned
مثالها
They embrowned the clay pots to give them an antique appearance.
آنها گلدانهای گلی را قهوهای کردند تا به آنها ظاهری عتیقه بدهند.
02
تیره کردن, تاریک کردن
cause to darken



























