جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Elementary school
01
ابتدایی, دبستان
a primary school for the first six or eight grades
Dialect
American
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
elementary schools
مثالها
The elementary school hosted a talent show to showcase the students' talents.
دبستان یک نمایش استعداد برگزار کرد تا استعدادهای دانشآموزان را به نمایش بگذارد.



























