جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
eastward
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجهناپذیر
حوزه
direction, movement, geography
مثالها
The hikers set out on an eastward trail through the mountains.
کوهنوردان در مسیری به سمت شرق از میان کوهها حرکت کردند.
Eastward
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
مثالها
The wind has come round to the eastward, bringing cooler air.
باد به سمت شرق چرخیده است و هوای خنکتری را به همراه آورده است.
LanGeek



























