جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Eager beaver
01
فرد کشتهمرده کار
an energetic and eager individual who is willing to work hard
approving
idiom
informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
eager beavers
مثالها
The new intern is a real eager beaver. He's always volunteering for tasks, asking for additional responsibilities, and showing a genuine enthusiasm for learning.
کارآموز جدید یک سختکوش واقعی است. او همیشه برای کارها داوطلب میشود، مسئولیتهای بیشتری میخواهد و اشتیاق واقعی برای یادگیری نشان میدهد.



























