جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
e.g.
01
برای مثال, بهعنوان نمونه، مثلا
used before providing an example
اطلاعات دستوری
قید پرسشی
مثالها
I have many hobbies, e.g., hiking, painting, and cooking.
من سرگرمیهای زیادی دارم، مثلاً، کوهنوردی، نقاشی و آشپزی.



























