جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dweeb
01
احمق
an awkward or nerdy person focused on studies at the expense of social grace
Dialect
American
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
dweebs
مثالها
The high-school dweeb spent prom night coding instead of dancing.
خوره دبیرستان شب رقص را به جای رقصیدن به کدنویسی گذراند.



























