جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dunderhead
01
احمق, نادان
a stupid, foolish, or dull-witted person
Dated
Disapproving
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
dunderheads
مثالها
He called himself a dunderhead for forgetting his wedding anniversary.
او خود را احمق نامید زیرا سالگرد ازدواجش را فراموش کرده بود.



























