جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dullard
01
احمق, نادان
a stupid, slow-witted person
offensive
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
dullards
مثالها
Only a dullard would ignore such an obvious warning.
فقط یک احمق چنین هشدار واضحی را نادیده میگیرد.
02
یک فرد خستهکننده, یک فرد کسلکننده
a boring and uninteresting person
offensive
مثالها
Nobody wanted to sit next to the dullard at dinner.
هیچکس نمیخواست کنار کسلکننده در شام بنشیند.



























