جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
drenched
01
خیس خالی
completely wet, soaked, or saturated with water or another liquid
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most drenched
شکل تفضیلی
more drenched
درجهپذیر
مثالها
The flowers were drenched after the heavy downpour, their vibrant colors glistening with water.
گلها پس از باران شدید خیس خورده بودند، رنگهای درخشانشان با آب میدرخشید.
درخت واژگانی
drenched
drench



























