جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Double fault
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
double faults
مثالها
His nerves got the best of him, resulting in a double fault.
اعصابش بر او غلبه کرد، که منجر به دوبل خطا شد.



























